يوسف علي يوسف نژاد
برای وبلاگی که رنجور و خسته است
همچون وطنم
شعرهایم را مرور می کنم...
نه !
شاید سو تفاهمی آسمانم را بگیرد
در کجای جهان ایستاده ام اینگونه دست در گریبان؟
همیشه دیواری برای پیشانی بلند خورشید هست
داستانهایم را...؟
نه شاید چشمی نادرویش ...
آنگاه پسرانم ...
نگران زلزله هستم
نگران علی رضا..
شاید بار دیگر بهار نباشد
کاش می گفتم
می اندیشم بعد از چنگیز چه بر سرزمینم گذشت؟
کودکان نیشابور در غربت بادبادکها...
آنگاه که چنگیز
آنگاه که پاییز..