محمد حسن بهنام فر
دردي عميق دور تني حلقه مي زند
در نقطه نقطه ي بدني حلقه مي زند
حجمي نگاه گوشه ي قلبي شكسته را
يك آن شبيه راهزني حلقه مي زند
آغوش خسته اي نفسش بند مي شود
در تار و پود پيرهني حلقه مي زند
مردي كنار خاطره اش قاب مي شود
اشكي ميان چشم زني حلقه مي زند
در نقطه نقطه ي بدني حلقه مي زند
حجمي نگاه گوشه ي قلبي شكسته را
يك آن شبيه راهزني حلقه مي زند
آغوش خسته اي نفسش بند مي شود
در تار و پود پيرهني حلقه مي زند
مردي كنار خاطره اش قاب مي شود
اشكي ميان چشم زني حلقه مي زند
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۰۵ ساعت توسط ...
|