موسي الرضا بهنام فر
کلافه ی زنگی که
نمی خورد
نمی خورد
و اتفاقی
که هرگز نخواهد افتاد
اگر تو رضایت ندهی
اعدام می شوند نسل اندر نسل
هفت پشت به دنیا نیامده من
در پای
تختی که من و تو بارها قدکشیدیم
و دستمان به طاقچه زندگی اگر هم می رسید
طاقچه ها را دیگر
مجال نشستن بر دل دیوار ها نبود
کلافه ی
زنگی
که
می خورد هر لحظه مغزم را..
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۷/۲۱ ساعت توسط ...
|