معصومه قدردان

باردار بود

"دكتر ، شانه ها چند ماهه وضع حمل ميكنند ؟!"

اكرم احمدي زاده

 درخت

از تنه اش

پایین آمد

و آشیانه طوفان زده ی پرنده را

جمع کرد..

هايكو

هایکو نوشته ی 3 بخشی دارای 17 هجا ست. و دارای دو منظره توامان .چیزی فراتر از فرم ادبی است. راه و وسیله ای است برای دیدن و درک دنیای پیرامون. هر هایکو لحظه ای را در خود تسخیر می کند. لحظه ای عادی ، که آوازش تا به دورها شنیدنی ست. و وقتی که این لحظه ، یک دم انسان را به بودنش به باور می رساند تا با خود بگوید :"خیلی آشناست . . . این را من نیز دیده ام ، شنیده ام و . . . "

رضا اعرابی

احمد رضا حسن زاده

ایستاده ام

توی همان ایستگاه

در چرت آخرین چهارشنبه

و تو آرام نشسته ای

در حواس پرتی قطار هایی

که در سرم یورتمه می روند

دست بردار شوکا...

من برای این همه تر دستی

استعداد ندارم..

مجيد نصرآبادي

در من فرو می افتی

از چاله به چاه،

این ربطی به حسادت برادرانه ندارد

تعادل یعقوب به هم می خورد

وقتی زلیخای پیراهنت

روی تنم موج می زند.

 به گمانم باید تمام مصر را دویده باشیم

آن شب که ماه بالا می آمد

و گندم از گلویمان پایین می رفت

حالا که به قاهره آمده ایم

برآمدگی های بد فرم اهرام

ذهنت را پریشان نکند

 _نیل یادبود

 هم آغوشی من و توست_

باید برای شکم آماسیده ی آفریقا

فکری بکنیم..

اكرم احمدي زاده

تا این بهشت

به زیر پاهایم بخزد

باید فکری برای

جهنمی که برپاست

بکنم..