عزت عباس آبادی
اگر چه در آغاز این جاده ام
برای زمین خوردن آماده ام
دراز است راه رسیدن ولی
هنوز از تکاپو نیافتاده ام
تو را ای صمیمی ترین آرزو
تو را دوست دارد دل ساده ام
پر از نور و آینه و شبنم است
دل ساده ی روستازاده ام
به یاد تو خیس است آری هنوز
نگاه من و چشم و سجاده ام
و دار و ندارم دلی عاشق است
که آن را برایت فرستاده ام
برای زمین خوردن آماده ام
دراز است راه رسیدن ولی
هنوز از تکاپو نیافتاده ام
تو را ای صمیمی ترین آرزو
تو را دوست دارد دل ساده ام
پر از نور و آینه و شبنم است
دل ساده ی روستازاده ام
به یاد تو خیس است آری هنوز
نگاه من و چشم و سجاده ام
و دار و ندارم دلی عاشق است
که آن را برایت فرستاده ام
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۲/۱۴ ساعت توسط ...
|