معصومه قدردان
حریم ایستادنها هم شکسته.
دیگر ، مات شده در ذهن کلاغها .
آنچه باید باشد تصورش نکردند.
آنچه تصورش کرده اند ، شده.
ایستاده همه ی سوز برف را .
شاید ،
ماءمنی باشد پرواز کوچکی را
که در میان ازدحام کوچ از یاد رفته ...
................................................
صدای فلوتش یادآور پوسیده ای بود
در فراموش حافظه ی خیابانها .
خیالی معصوم هم با او می آمد .
جرعه جرعه نوشید آوای فلوتش را تاریکی جوی ها .
مست بی ریایی اش شد چهره ی کوچه ها .
به قدرت یک طلوع مانده تا خاموشی اش
تنها یک طلوع...
"به یاد صدای فلوت نیمه شبها در خیابان"
.....................................................
تا ویرانه هایم را نسازی ، خرابت نمی شوم...
.........................................................
نداشته هایت معصوم ترند.
آنچه نداری ، جنونم را برای داشتنت زیاد می کند
و وسعت من در تمام دارائی ات
چقدر خالی است ...
.........................................................
امروز که نگاهت می کردم
ترک خورده بودی
همین امروز بوی شاعر گرفتم
و تو به شعرهایم بخیه خوردی
نمی دانم که تو شکسته ای یا شعر من
فردا تو خوبتر می شوی
من بو گرفته ام
من دیگر خوب هم نمی شوم.
دیگر ، مات شده در ذهن کلاغها .
آنچه باید باشد تصورش نکردند.
آنچه تصورش کرده اند ، شده.
ایستاده همه ی سوز برف را .
شاید ،
ماءمنی باشد پرواز کوچکی را
که در میان ازدحام کوچ از یاد رفته ...
................................................
صدای فلوتش یادآور پوسیده ای بود
در فراموش حافظه ی خیابانها .
خیالی معصوم هم با او می آمد .
جرعه جرعه نوشید آوای فلوتش را تاریکی جوی ها .
مست بی ریایی اش شد چهره ی کوچه ها .
به قدرت یک طلوع مانده تا خاموشی اش
تنها یک طلوع...
"به یاد صدای فلوت نیمه شبها در خیابان"
.....................................................
تا ویرانه هایم را نسازی ، خرابت نمی شوم...
.........................................................
نداشته هایت معصوم ترند.
آنچه نداری ، جنونم را برای داشتنت زیاد می کند
و وسعت من در تمام دارائی ات
چقدر خالی است ...
.........................................................
امروز که نگاهت می کردم
ترک خورده بودی
همین امروز بوی شاعر گرفتم
و تو به شعرهایم بخیه خوردی
نمی دانم که تو شکسته ای یا شعر من
فردا تو خوبتر می شوی
من بو گرفته ام
من دیگر خوب هم نمی شوم.
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۲/۱۴ ساعت توسط ...
|