موسی الرضا بهنام فر
وقتی که مرد نیست
وبارانی نمی بارد
من مانده ام
که فردا
چگونه
"آن مرد در باران آمد "را
برای فرزندانمان
معنا کنیم.
...........................
سكوت زمخت مردم
مجهولي ديگر
بر معادله ي روشنفكر
ديگر باران هم دردي را دوا نمي كند
زمين بايد بارور شود
و زمان آبستن حادثه
تكرار هميشه اميدي ابتر بيش نبوده است
اتفاق بايد آفريده شود
در بطن آفريننده اي نامعلوم
و بزرگ شود
بي سايه ي هيچ سري
اتفاق را بزرگ نكنيم
بزرگ به آن بيانديشيم
وبارانی نمی بارد
من مانده ام
که فردا
چگونه
"آن مرد در باران آمد "را
برای فرزندانمان
معنا کنیم.
...........................
سكوت زمخت مردم
مجهولي ديگر
بر معادله ي روشنفكر
ديگر باران هم دردي را دوا نمي كند
زمين بايد بارور شود
و زمان آبستن حادثه
تكرار هميشه اميدي ابتر بيش نبوده است
اتفاق بايد آفريده شود
در بطن آفريننده اي نامعلوم
و بزرگ شود
بي سايه ي هيچ سري
اتفاق را بزرگ نكنيم
بزرگ به آن بيانديشيم
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۲/۱۴ ساعت توسط ...
|