موسی الرضا بهنام فر
محتاج دوایی که نباید می شد
آن حال و هوایی که نباید می شد
ای کاش که آهسته شبی جان می داد
نفرین به دعایی که نباید می شد
..........................................
حیاوشرم چنگم را شکستند
سبوی سبزرنگم را شکستند
کج اندیشان و بد خواهان نامرد
گل خوب و قشنگم را شکستند
آن حال و هوایی که نباید می شد
ای کاش که آهسته شبی جان می داد
نفرین به دعایی که نباید می شد
..........................................
حیاوشرم چنگم را شکستند
سبوی سبزرنگم را شکستند
کج اندیشان و بد خواهان نامرد
گل خوب و قشنگم را شکستند
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۳/۱۵ ساعت توسط ...
|