شماره 009

شاعر اسفراینی : محمد حسن بهنام فر
1365 - اسفراین
-گرمای تنت اگر تن من باشد
هرم نفست پیرهن من باشد
بگذار در این رخوت سرمازدگی
دستان تو شال گردن من باشد
***
![]()
شاعر مهمان : جليل صفر بيگی
1353 - ایلام
کتاب های منتشر شده : چرا پرنده نباشم - هیچ - انجیل به روایت جلیل - کم کم کلمه میشوم - واران -
- عاشقانههای یک زنبور کارگر - سونات بلوط - شترها از فینیقیه شیشه آورده اند - نت های تنهایی - شی و ..
1-
مادر که کسی به فکر فردایش نیست
یک ذره امید توی رویایش نیست
هر روز نگاه می کنم جز زیلو
یک تکه بهشت زیر پاهایش نیست
2-
آتــش از تنــي بــه تــن ديگــر!
اينجــا هــر روز المپيــک اســت!
لطفــا،
يكــي ايــن مشعــل را بگيــرد.
3-
هی تیر و کمان و خنجر آورد که چه
آه از جگر همه بر آورد که چه
چشمانت آغامحمدخان چشمانت
چشم همه ی خلق در آورد که چه
4-
پــرواز،
چــه لــذتــي دارد؛
وقــتي زنبــور كــارگــري بــاشــي،
كــه نتــوانــي،
عــاشــق ملكــه بشــوي؟!
5-
درهرخانه تفنگی آویزان است
فانوس و طناب و زنگی آویزان است
آهو بچه ایست می خرامد در شهر
از هرمژه اش پلنگی آویزان است
6-
باید می دانستم
سرانجام
تو را
از اینجا خواهد برد
این جاده
که زیر پای تو نشسته بود.
***

کتاب : شوهر آهو خانم
نویسنده : علی محمد افغانی
نشر : امیرکبیر