شماره 001
شاعر مهمان: مجید سعدآبادی
1362 - تهرانكتاب هاي منتشر شده: - دالان حاج مختار - سربازي با گلوله برفي - روزهاي اول دنيا - قزل آلای خال قرمز - گل فروش مسلمان
1-
سر سربازي را نشانه مي روم
نكند شاعر باشد
قلبش را نشانه مي روم
نكند عاشق باشد ؟
نه !
من نمي توانم
شعري براي جنگ بگويم
از شاعر به دشمن
از شاعر به دشمن
يكي از سرباز هايتان را بفرستيد
اين شعر را تمام كند..
2-
زندگی تاریک است
اما خوابم نمی برد
شبیه دو دست که مُچ انداخته اند
گاهی به پهلوی چپ می افتم
گاهی به پهلوی راست..
3-
به خورشید التماس کردم
برای چند لحظه بایستد
حرفهای من و این سایه
هنوز تمام نشده..
***

شاعر اسفرايني: محسن بيدوازي
1371 - اسفراين
- حتا اگر تمام روزهايم
با احتمال بوسيدن لبانت بگذرد
باز هم خوشبخت نيستم ؛
من هرشب ،
خواب خرس هاي قطبي اي را مي بينم
كه در ميان كوه هاي يخي
به يادت
هزاران شمع روشن كرده اند.
برگرد ؛
اينجا كسي در فكرهايش
برف مي بارد ..
***

كتاب : لبه تيغ
نشر: فرزان روز
ترجمه: مهرداد نبيلي