در من فرو می افتی

از چاله به چاه،

این ربطی به حسادت برادرانه ندارد

تعادل یعقوب به هم می خورد

وقتی زلیخای پیراهنت

روی تنم موج می زند.

 به گمانم باید تمام مصر را دویده باشیم

آن شب که ماه بالا می آمد

و گندم از گلویمان پایین می رفت

حالا که به قاهره آمده ایم

برآمدگی های بد فرم اهرام

ذهنت را پریشان نکند

 _نیل یادبود

 هم آغوشی من و توست_

باید برای شکم آماسیده ی آفریقا

فکری بکنیم..