زهرا اسداللهی
در هم ریخت
دوباره چید
اینبار
چشمان دخترک بسته بود
..........................
تنها پائیز می فهمد
که نارنجی شده ام
خط قرمزهایم
عادی شده اند
دوباره میهمانی آمد
که چشمانش سبز بود
و دستانش بوی تعارف میداد
باید خرج کنم
باید خرجش کنم و
سیب را بالا بیاندازم
دوباره چید
اینبار
چشمان دخترک بسته بود
..........................
تنها پائیز می فهمد
که نارنجی شده ام
خط قرمزهایم
عادی شده اند
دوباره میهمانی آمد
که چشمانش سبز بود
و دستانش بوی تعارف میداد
باید خرج کنم
باید خرجش کنم و
سیب را بالا بیاندازم
+ نوشته شده در ۱۳۸۵/۰۲/۳۰ ساعت توسط ...
|