سرشارم از نگاه تو در انتهای راه

یعنی بخوان تمام دلم را از این نگاه


مغرور  کوهسار   پلنگانه ام    بیا

آهوتر از ختن به شکار شکوه ماه


آبی بزن به صورت گنجشکهای صبح 

رنگی بپاش روی کلاغان رو سیاه


 شادم کن از ترانه و لبخند و خاطره

مستم کن از دقایق زیبای گاه گاه!


 وحشی تر از جنون رسیدن به ساحلم

چون موجهای سرکش آغاز صبحگاه