مجيد نصرآبادي
اين توله ي كدام حيوان است
كه پنجه در پنجه
با من بزرگ مي شود
و شانه به شانه
بالا مي آيد
در ارتفاع چشم هايم
همزاد من
كه از پستان ديگر مادرم شير خورده
پا به پاي من
در تمام آرزو هايم دويده
و نفس هايم را
به شماره ي بازدم هايم شمرده است
اين توله
كه قد كشيده
به طول روزهاي بلند تابستان
و شب هاي تار زمستان
تصوير جواني ام را در آيينه جويده
و اندام پلشتش
تا بستر رويا هايم به ابتذال خزيده است
من
بارها كه لبان يأس آلودش
بر لبانم چنبره زده،
به خاك افتادنم را
در برق چشمانش ديده ام
و سرماي بازدمش را
تا اندرون فرو برده ام
دريغا
دير سالي است كه
با من زيسته است
اين مرگ
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۳/۰۵ ساعت توسط ...
|