محمد حسن بهنام فر
آمد عطشش را به تن من انداخت
بر تافته پیرهن من انداخت
دستان گره کرده خود را برداشت
آهسته درون گردن من انداخت
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۱/۲۴ ساعت توسط ...
|
بر تافته پیرهن من انداخت
دستان گره کرده خود را برداشت
آهسته درون گردن من انداخت