میتوانی به جرم من قدم بزنی

اینجا به اتفاق آرا خلوت است

ترس از مرگ کرکره ها را پایین کشیده است 

و دایره های دار مانده است و فرار

از پاهای زندگی پیداست

این خیابان دراز  کم کم دارد شبیه حافظه ام میشود

برنده پوتین است و درختی که که در دهان کوچه فرو کرده اند

 از ما هیچ نمانده جز ما

 که مخفیانه از همدیگر در این شهر زندگی میکنیم..