یوسفعلی یوسف نژاد
هفت آسمان که با همه ی سر بلندیش
حیران چشم توست،مبادا ببندیش!
ذکر هزار ساله ی صوفی فنا شود
در پیچ و تاب سلسله ی نقشبندیش
انان که خاک را به نظر کیمیا کنند
تعبیر حافظانه ای از ارجمندیش
تشبیه کهنه ای است،ولی تا ابد قشنگ
یک دل اسیر زلف سیاه کمندیش!
دست بهار چیده گل نرگس از بهشت
تا کم شود ز هرم تب خود پسندیش
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۱۲/۱۲ ساعت توسط ...
|