یوسف علی یوسف نژاد
دوباره صبح می شود فقط سلام و بعد از ان...
دوباره سفره و پنیر ـ نا تمام ـو بعد از ان
تمام اضطراب زن نشسته در عبور مرد
بهانه ی قدم زدن یکی دو گام و بعد از ان
فضای سرد پارک بود و مرد روی نیمکت
نوشته روی کاغذی فقط به نام و بعد از ان
قشنگ شد زنش به چشم اینه- قشنگ تر
پرید توی برکه های ازدحام و بعد از ان
نسیم داغ خواهشی به گوشهای زن وزید
علف به افتخار بره های رام و بعد از ان
سکوت خیس قرمزی کنار سکه های زرد
کرامت زنی رسیده تا به کام و بعد از ان
تمام راه بازگشت گوشهای زن پر از :
صدای شوخ رادیو پر از پیام و بعد از ان
هنوز کاغذ سفید مرد تا نخورده بود
نوشته اش دوباره مانده ناتمام و بعد از ان
سیاهی شب امد و دو قهرمان شعر من
نشسته در کنار هم سکوت و شام و بعد از ان
دوباره صبح می شود...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۸/۰۶ ساعت توسط ...
|