به ذهن عاشقم فقط غزل خطور میکند همینکه یاد چشم تو از آن عبور می کند

بهانه سرودنت به من امید می دهد نبودنت مرا از این بهانه دور می کند

چرا غزل بدون تو دگر غزل نمی شود ستاره اش چرا از این مدار عبور نمی کند

مرا که در نبودنت شکسته شکسته ام توهم بزرگ عشق پر از غرور می کند

اگر چه با تو بودنم خیال عاشقانه است فقط امید دیدنت مرا صبور می کند