محترم سعیدی
دلم را به دستگیره گره زدم محکم
شعری در من چرخید
پله پله پوست انداختم
شعری در من غلط زد
چند پله تیر کشیدم تا پاگرد؟
شعری از من رد شد
ایستادم تا سیر شلاقم بزنی
شعری در من درد کشید
چند پله کنده شدم تا کفشم؟
شعری در من مرد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۲/۲۸ ساعت توسط ...
|