ديگر چه فرق مي كند  نام پدرم چيست؟

بابا كه آب نداد ، باران چه ببارد چه نبارد ، گلوي باغچه تر نيست.

بابا كه نان نداد ، تنها انار باغچه مان فروشي ست.

نمي دانم ديوارهامان رشد نكرد يا من بلند شدم.

حالا آنطرف ديوار توي حياطمان جا خوش كرده.

بابا كه نيايد ، سيگار بي آنكه بحث قشنگي باشد دود مي شود.

...

من جاخوش كرده بودم سالهاي زيادي ميان چند روز تو

چند ساله بودم ؟ يادم نمي آيد 

آنقدر مي شد كه صورتم قد بكشد و موهايم روي پيشاني گناه كند.

باغچه توي سرم حفر كرده اي كه ريشه هاي انار ميان چشمانم رشد مي كند.

شايد حذف شده اي در نگاه دختري كه كودكي اش را بي كوچه و كوچه را بي تو دويده.

بابا كه نيايد ، بگذار كفشهايم توي دبستان بمانند.

چه كسي مي فهمد ، نگاهم ريشه دارد ، وقتي چشمهايم بسته باشند.

مرا از روي شباهتم به تو نمي شناسند

ديگر چه فرق مي كند نام پدرم چيست؟