هوا سگي شده و هميشه می غرد
ومن كه مدام
از چارديواري اتاقم مي بارم
ِخمار زوزه مي كشم
روز چندم است
كه
به
من
نرسيده اي؟!
: نمي دانم
از ديوار پهلويي وقتي عميق مي شوم
صداهايي مي آيد
و پاهايي كه تا دم در مي آيد
و تو نمي آيد
من به سرم ِبه ديوار مي كوبم
صداها بالا گرفته
واز تمام ديوارها
گوشهايم آويزان است
سالهاست كه آويزان است!
سالهاست
كه ديوارهاي شهر صدادار شده اند
و من
به نام تو
دهن به دهن ميشوم!!!
نوشته شده در دوشنبه 31 فروردین1388  توسط م دلشدگان
|
