پشیمان که برگشتم
غروب بود و کلاغ
و درختان خشکیده ی گردو
سراغش را که گرفتم
تابوتی نشانم دادند
بر شانه مردان
و غرق در شیون زنان
پشت سرم
تصویری رنگ پریده از روزهای رفته
روبرویم
سنگینی تلخ تابوتی بر شانه هایم
نوشته شده در یکشنبه 18 شهریور1386  توسط م دلشدگان
|
