با سلام
مدتی بود به روز نکرده بودم و
گله ها زیاد شده بود ..
با عرض پوزش و با تقدیم چند شعر جدید برای قبول معذرت خواهی ..
پایدار باشید..
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386  توسط م دلشدگان
|
دور
مثل عکس پدر بزرگ
سیاه سفید می شوی
و من در اندیشه ات
چای را سر می کشم
و پشت افکارم داغ می شوم
لعنت به این حافظه
(چشمانت چه رنگی بود ؟)
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386  توسط م دلشدگان
|
سکوت خانه های سیاه جدول
کلماتی که از هم جدا می شوند
جرات را تکه تکه کرده اند
و مرا در دوئل با سئوال آخر
دست بسته رها کرده اند
پرچمی بلند شد
سپید رو به او
سیاه رو به من
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386  توسط م دلشدگان
|
بودنم را سفید می شوم..
وقتی جمعه به خاطر آمدنت سبز می شود..
می آیی و من سرخ می شوم ..
به خاطر ..
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386  توسط م دلشدگان
|
چه غمگین سروده شدیم
بر غروب غمگین این شهر
و چه بی صدا
درد می کنیم
و
زندگی می کشیم..
نوشته شده در چهارشنبه 8 اسفند1386  توسط م دلشدگان
|
